تبليغاتX
شهر هرت

شهر هرت

بدون شرح


خاکستر روزهای بودنت را هر شب می جویم


هر شب؟؟!!


شاید هر روز ! هر ثانیه !

پدرم گفت من امیدوارم که بر میگرده

گفت:من امشب خواب نما خواهم شد!

     و شب زود خوابید......

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 2:1  توسط اکرین  | 



امده  بودم  چشم های قشنگت را ببینم...........
  



  
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 1:0  توسط اکرین  | 



زندگی همینه دیگه.......
 بایذ صبور باشین...........

همه همینو میگن

خدایا تو  چی؟؟نمی خوای چیزی بگی؟؟من منتظرم!

هنوز
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 1:26  توسط اکرین  | 

 

 

ادم کله شق و یک دنده ای بودی

         فقط یک دنده داشتی

اونم دنده عقب بود!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 18:29  توسط اکرین  | 



یک چیزایی رو خیلی خوب یادم دادی
هیچ چیز و هیچکس نمیتونه جای تورو بگیره و نبودنت چقدر درد داره
و هیچ چیز به اندازه غم نبودنتون اونقدر بزرگ نیست که من غصه  بخورم
ببین درسامو خوب یاد گرفتم

برگرد


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 0:8  توسط اکرین  | 



با خودت چه فکری کرده بودی؟
خودکشی ؟؟چرا فکر ما ها رو نکردی؟؟ من  بابا   امین؟؟
اگر بری  هیچوقت نمی بخشمت ! هیچوقت.من تحمل این همه دردو ندارم.من تحمل ندارم
من تحمل ندارم  بابا گریه کنه!  دوست ندارم امین بغض کنه  
مامان
تحمل کن به خا طر من نه! به  خاطر  خدا
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 20:55  توسط اکرین  | 



گویی مادرم بود که فریاد میزد   :     ای ادم ها که بر ساحل........



وای بر من که  گوشهایم سوراخ نداشت!
+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 5:0  توسط اکرین  | 


یادته گفتی باید درای  دلمو باز بذارم؟؟
میشه بگی حالا چه جوری باید ببندمش؟؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 22:43  توسط اکرین  | 



اینقدر دلم تنگه که تو حتی نمیتونی تصور کنی


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:58  توسط اکرین  | 


تمام شعر هایی که گفتم برای هیچ کس بود
کسی که هرگز نبود
من خیال کردم عاشقم
عاشق کسی که هرگز نبود

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:5  توسط اکرین  |