تبليغاتX
شهر هرت

شهر هرت

بدون شرح




2ساله پیش وقتی این عکسو گرفتیم فاصلمون اندازه همون صندلی پلاستیکی بینمون بود

اما حالا شده اندازه طول جغرافیای ایران !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 21:33  توسط اکرین  | 


چقدر سخته

بنده رسما به مرض پاره پورگی رسیدم

اقا! من نمی تونم یه جا بشینم. ولی مجبور شدم روزی 7 ،8 ساعت بشینم درس بخونم.

بدبختی اینه که همه هم می دونن حالا ! نمیشه  انصراف داد

ای خدا چی میشد یه مدرک از اکسفورد به منم می دادی ؟ ها ؟؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 17:24  توسط اکرین  | 


حالم دیگه ازین رنگ گهی بهم می خوره

همه موها شده این رنگی

این همه رنگ اخه همه بایدبرین موهاتونو قهو ه ای اسهالی کنین؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 14:48  توسط اکرین  | 

دارم درس می خونم

خودم هم باورم نمیشه

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:41  توسط اکرین  | 

 

 

حالم خراب است

 پیچیده ام خودم را میان روزنامه ها

تا تخمیر شوم دراین ساعات هذیان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 18:0  توسط اکرین  | 

 

از همین لحظه تا پایان عمر بنده خودم رو تکذیب میکنم به شدت!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 19:56  توسط اکرین  | 

 

رویی کهنه

المینیوم کهنه

اهن پاره

یخچال کهنه

هوا پیما کهنه

خریداریم!

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 18:6  توسط اکرین  | 

 

هيچوقت اين قدر احساس حقارت و بد بختي نکرده بودم/هيچوقت

از الان روزی رو می بینم که ایران مثل بچه های افریقا شده /لاغرو ضعیف

اون موقع می خواین ایران و کجای چادرتون قایم کنید؟؟کجای عباتون؟؟؟می خواین چه دروغی بگین؟؟ها؟؟

از امروذ تا ۴سال برای من روز عزاست.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 18:19  توسط اکرین  | 

 

چطور می تونی ادمی روکه توچشات نگاه میکنه و دروغ میگه روحمایت کنی؟؟ ایا این کار اسمش حماقت نیست؟؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 19:7  توسط اکرین  | 

 

-عمه؟

+جون عمه؟؟

-من بدم؟؟!

+نه عمه جون کی گفته  تو بدی اخه؟ دختر به این گلی!!

-پس چرا اقا گرگه میگه من گهم؟

-!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 17:40  توسط اکرین  |